استناد به #متن-ترجمه به جای #متن-اصلی یا متن اصلی به جای ترجمه؟

 

 

 

اما بعد،

گام اول یافتن زبان مشترک در تعاریف و اصطلاحات است پس باید پرسید: اخلاق انتشاراتی چیست؟ در یک تعریف ناقص می توان گفت: "رفتارهایی آکاهانه و ناآگاهانه در امر انتشارات که باعث می­شود کلیه حقوق علمی، مادی و معنوی پدید آوردنده اصلی نادیده گرفته نشوند." اگر با این تعریف کلی موافقت کنیم می توان در ادامه پرسید پژوهش چیست؟ اگر به صورت کلی باز بپذیریم که "پژوهش تلاشی روشمند برای کشف روابط غیر بدیهی مابین رخدادها در راستای جستجوی حقیقت است که توسط پژوهشگر انجام می شود." "پژوهشگری که برای کشف حقیقت بایستی دارای خصایص والای انسانی مانند" صداقت"، "انصاف" و "راستگویی" باشد.  

گام دوم پاسخ به سوال بر مبنای تعاریف بالاست. در رابطه با سوال فوق سه دیدگاه ارزشمند وجود دارد

یک- قانون مداری

دو-  صداقت در استفاده

سه-   پایبندی به ایده اصلی

 

دیدگاه نخست: با کمکی جستجو می توان متوجه شد که قانون مداری دیدگاهی مرسوم و بر مبنای شیوه نامه های بین المللی ارجاع دهی و استناد  است  به نحوی که تمامی شیوه نامه های بین المللی برای متون ترجمه شده روش مشخص و تعریف شده ای برای ارجاع دهی و استناد دارند و استناد به ترجمه قانونی و کاملاً اخلاقی است و در این موارد فرض بر این است که نویسنده احتمالاً نمیتواند از تمامی متون با زبانهای مختلف استفاده کند و نیاز دارد در برخی موارد از متون ترجمه شده کمک بگیرد و البته برای سپاسگزاری از این کمکی که مترجم به نویسنده کرده است به  ترجمه وی ارجاع داده شود.

 

دیدگاه دوم: پیروان این دیدگاه با اعتقاد به ویژگی های والای پژوهشگری مانند صداقت و شفافیت و عدم تلاش در تضییح حقوق مترجم دارند ایشان بدون دردسر کشیدن و تلاش در یافتن منبع اصلی به متن ترجمه شده آن ارجاع می دهد و تقصیر نواقص ترجمه را روی دوش مترجم می گذارد، پیروی از این دیدگاه در رابطه با برخی ترجمه های شاخص و نسخه های قدیمه و تصحیح شده کار غیر منطقی نیست. ولی به واقع در مواردی نیاز است در منابع شاخص ترجمه شده نیز تشکیک کرد زیرا بسیاری از مترجمان امکان اشتباه در لغات تخصصی و فوق تخصصی را برای خود متصور هستند در موارد حساس مقایسه هایی میان ترجمه های خوب و متن اصلی در  صورت دانستن زبان مبدا تالیف ضروری است.

 

دیدگاه سوم:  مبنی بر به اولویت ارجاع دهی به منبع اصلی (ایده اصلی) و در نظر نگرفتن ترجمه به دلایل گوناگون در برخی موارد غیر دقیق و البته کار راه انداز است. مثلاً: اینکه نویسنده تنها با دیدن متن ترجمه از آن ایده گرفته و به متن اصلی ارجاع داده است یا اینکه نویسنده با یافتن متن اصلی خود بار دیگر آن را ترجمه کرده و تنها با دیدن متن ترجمه متوجه شده منبع اصلی وجود دارد. در اینجا وسواس نویسنده به استفاده از متن اصلی قابل ستایش است ولی عمدتاً در رابطه با زبان شایع انگلیسی مصداق دارد افرادی که چنین اعتقادی دارند در رابطه با زبان­های چینی و روسی، ژاپنی و هندی به هیچ وجه این وسواس را ندارند و آنجا دربست به ترجمه و مترجم اعتقاد می­ کنند و به متن ترجمه ارجاع می دهند این یعنی اعتقاد نخست تا حدی گزینشی و منوط به زبان است. دیگر اینکه در رابطه با بسیاری متون که نسخه اصیل آن را به دست نمی آورند نیز به ترجمه اعتقاد می کنند ولی با یک زرنگ بازی* به متن اصلی ارجاع می دهند. در حالت ایده آل گروه نخست مترجم را یک رابط زبانی (بی بها و رایگان مانند: مترجم گوگل) می دانند. پیروی از این دیدگاه در نوشتن مقالات لاتین بسیار شایع است،

 

نکته آخر اینکه صداقت در استناد بیشتر یک مورد اخلاقی است تا یک مورد شفاف و قابل کشف از طریق راهکارهای قانونی که در منابع کمتر به مصداق های آن پرداخته شده  است و بسیاری از پژوهشگران در این رابطه ناآکاهانه و به واسطه ضعف آموزش  دچار بی اخلاقی انتشاراتی میشوند از این رو آموزش اخلاق پژوهشگری و انتشاراتی با مصداق های جزئی بهترین راه برای ترویج اخلاق و مقابله با اقدامات غیر اخلاقی است.

 

*رجوع شود به جنبه های مهم کتاب بیشعوری نوشته خاویر کامنت که در رابطه با ضایع کردن حقوق دیگران به صورت آگاهانه و با خود را به نفهمی زدن کاملا بحث کرده است.

اصول اخلاقی #پژوهشخری

 شاید بهترین اقدام برای شناخت پژوهشخر واقعی تشخیص دادن تمایزهای وی با پژوهشگر است، نکته اینجاست که پژوهشگران واقعی نیز در مواردی پژوهشخری می کنند، اما فرقش با پژوهشخر معمولی آن است که اقدام وی را چندان کسی متوجه نمی¬شود، تا مگر اینکه گندش در آید و اما برخی از اصول اخلاقی پژوهشخران واقعی: 1) پژوهشخر واقعی اصلاکاری به هدف و ماهیت علم ندارد تنها برای کسب مدرک حداکثر تلاش خود را می کند و شعار اصلیش در این مورد آن است که: ما برای کسب مدرک آمدیم/ نی برای درک مطلب آمدیم. 2) یک پژوهشخر واقعی وقتش را برای خواندن و آزمایش کردن تلف نمی کند بلکه وقتش را در لابیگری، ارتباط سوء برقرار کردن با داور، مدیر و رئیس صرف میکند و متاسفانه نتیجه هم می گیرد و پژوهشگران واقعی را با الفاظ خرخوان، کِرم کتاب نام گذاری می کند. 3) پژوهشخر واقعی به منابع و از جمله ویکی پدیا و وبلاگ¬های شخصی اطمینان کامل دارد و هیچ وقت تلاش نمی¬کند در درستی تحلیل و داده ها و اطلاعات منابع موجود شک کند. 4) پژوهشخر اصیل خودشیفته از آنجا که تنها برای حرف خودش ارزش قائل است وقتی از سخن و محتوا و ایده های دیگران استفاده میکند به آنها ارجاع نمیدهد. 5) پژوهشخر، نظر متخصص را قبول ندارد با همه کار می کند اما ملاکش تخصص و حرفه ای بودن نیست بلکه کسب منابع شخصی خود است. 6) با ورزشی ها ورزشی، با ارزشی ها ارزشی، با مذهبی ها مذهبی و شعار هم رنگ جماعت را به درستی رعایت می کند ولی با پژوهشگران واقعی قهر است. 7) عمدتاً نصیحت جدی¬اش به دوستان باند خودش توصیه به مهارت یابی در چاپلوسی زیر پوستی و چراغ خاموش برای کمتر زحمت کشیدن است. 8) هنگام همکاری علمی در بهترین حالت تدارکات چی تیم پژوهنده است. 8) همیشه و در همه جا دنبال رقابت غیر علمی در همه چیز و با همه کس است. 9) نتیجه علمی برایش مهم نیست تنها برای رفع تکلیف کار میکند. 10) پژوهش دیگران را می خرد و برای کسب مدرک و تبلیغ و نمایش از آن استفاده می کند نه برای تولید و توسعه 11) ممارست مادام العمر در علم آموزی را اصلا جدی نمیداند تنها موقتی و در موقع نیاز وجه تخصصی خود را نشان میدهد. 12) دوستانی علمی کمی دارد ولی در عوض دوستانی در بازار مکاره علم برای لابی گری و غیره دارد. 13) سوال ندارد و به دنبال موضوع پژوهش از دیگران میگردد. 14) در مورد آموزگاران خود قدر نشناس بوده و از این رو دروغ گو است. 16) کارش را با داده¬ سازی و داده آفرینی بدون انجام آزمایش به درستی تزئین میکند. 17) وقتی صندلی مورد نظر را پیدا کرد دست به هر اقدام نمایشی می زند و تخصص نداشته را به راحتی کنار می گذارد و اصلا به سراغ آن نمی رود.

تمایز میان پژوهشگر و پژوهشخر پژوهشگر سازنده پل ورسک است/ پژوهشخر پل املش که دو هفته پیش خراب شد را می سازد. پژوهشگر می شود خیام/ پژوهشخر می شود شاعر دربار پژوهشگر شهرک اکباتان می سازد/ پژوهشخر مسکن مهر مثال های دیگر با شما